ای اهل حرم میر و علمدار نیامد…
گلواژه ی اشعار خدا بود ابالفضل اسطورهی احسان و وفا بود ابالفضل چشمان نجیبش حرم پاک دلان شد شاه ادب و حجب و حیا بود ابالفضل میدان همه در سیطرۀ چشم علی بود در کشمکش معرکه تا بود ابالفضل وقتی که پدر آمد و دستش به کمر بود در قلب حرم هروله ها بود: ابالفضل ای اهل حرم میر و علمدار نیامد سقای حرم سید و سالار نیامد دریا شده دیوانه و محو ادب […]