روایت هایی از پلاسکو… قسمت دوم (مطمئن بودم زنده بر نخواهم گشت…)
حادثهٔ پلاسکو در ۳۰ دی ۱۳۹۵ یکی از تلخترین رویدادهای تاریخ معاصر ایران بود که در آن، ساختمان ۱۷ طبقهٔ پلاسکو در تهران دچار آتشسوزی شد و پس از ساعاتی فرو ریخت. در این حادثه، تعدادی از آتشنشانان فداکار جان خود را از دست دادند و برخی نیز با شجاعت و از خودگذشتگی، از مهلکه نجات یافتند. یکی از این نجاتیافتگان، آتشنشان سعید کمانی است که خاطرات او از آن روز، تصویری زنده و تأثیرگذار از فداکاری و شجاعت نیروهای امدادی را به نمایش میگذارد.
آغاز حادثه و حضور در محل
سعید کمانی، از مأموران آتشنشانی تهران، در روز حادثه به محل اعزام شد تا در عملیات اطفای حریق ساختمان پلاسکو شرکت کند. او به همراه همکارانش با تجهیزات کامل به محل حادثه رسید و بلافاصله به عملیات نجات و اطفای حریق پرداخت.
مواجهه با آتش و ریزش ساختمان
کمانی در حین عملیات، بر روی بالابر ویژه مشغول انجام وظیفه بود و سعی داشت آتش را از بیرون ساختمان مهار کند. او در مصاحبهای میگوید: «زمانی که در سبد بالای جرثقیل آتشنشانی بودیم، دو ستون بلند به سمت ما خراب شد که اگر چند ثانیه دیرتر عمل میکردیم، ممکن بود جان خود را از دست بدهیم.»
تلاش برای نجات و خروج از محل
با وجود خطرات جدی و ریزش بخشهایی از ساختمان، کمانی و همکارانش به تلاش خود برای مهار آتش و نجات افراد ادامه دادند. او در مصاحبهای دیگر اظهار داشت: «در آن لحظات، تنها به نجات جان افراد و مهار آتش فکر میکردیم و خطرات را نادیده میگرفتیم.»
پس از حادثه و دوران بهبودی
پس از ریزش کامل ساختمان، کمانی و دیگر آتشنشانان نجاتیافته به بیمارستان منتقل شدند تا تحت مراقبتهای پزشکی قرار گیرند. او با یادآوری آن روز میگوید: «روایتی تلخ از فاجعه ساختمان پلاسکو و لحظه نجات زندگی که هرگز از یادم نخواهد رفت.»
خاطرات سعید کمانی از حادثهٔ پلاسکو، نمادی از شجاعت، فداکاری و از خودگذشتگی آتشنشانانی است که جان خود را برای نجات دیگران به خطر میاندازند.
این روایتها نه تنها یادآور اهمیت ایمنی و پیشگیری در ساختمانهاست، بلکه نشاندهندهٔ ارادهٔ قوی انسانهایی است که در مواجهه با خطر، از هیچ تلاشی برای حفظ جان همنوعان خود دریغ نمیکنند.
