روایت هایی از پلاسکو… قسمت اول(نجات معجزهآسا در جهنم پلاسکو )
روایت تلخ و شجاعانه یک آتشنشان
حادثهی ساختمان پلاسکو در دیماه ۱۳۹۵، یکی از تلخترین حوادث تاریخ ایران بود که تأثیر عمیقی بر جامعه گذاشت. آتشسوزی در طبقات فوقانی این ساختمان قدیمی آغاز شد و در عرض چند ساعت به فاجعهای تبدیل شد که نه تنها به تخریب کامل ساختمان، بلکه به جانباختن تعدادی از فداکارترین آتشنشانان منجر شد. این حادثه نه تنها داستان از دست دادن، بلکه داستان شجاعت، فداکاری و روحیهی تسلیمناپذیر انسانها بود.
یکی از روایتهای شگفتانگیز این حادثه، مربوط به فخرالدین گودرزی، فرماندهای است که در لحظات آخر توانست از میان آوار نجات یابد.
شروع حادثه
فخرالدین گودرزی، که آن روز به طور رسمی شیفت نبود، با دیدن دود غلیظی که از دور دیده میشد، بلافاصله به سمت محل حادثه حرکت کرد. او با گروهی از آتشنشانان وارد ساختمان شد تا به مهار آتش و تخلیه افراد کمک کند. به گفته او، فضای داخلی ساختمان پر از دود و حرارت بود و صداهای هشداردهنده از احتمال فروریختن حکایت داشت.
“وقتی وارد ساختمان شدیم، میدانستیم که هر لحظه ممکن است چیزی تغییر کند. اما وقت تصمیمگیری نداشتیم. مردم گرفتار شده بودند و باید آنها را نجات میدادیم.”
لحظات سرنوشتساز
در حالی که گودرزی و دو تن از همکارانش به طبقات بالایی رسیده بودند، ناگهان صدای مهیبی ساختمان را لرزاند. بخشی از طبقات بالایی فرو ریخت و او را به همراه آوار به طبقه نهم پرتاب کرد.
او به سختی توانست خودش را از میان آوار جابهجا کند. پای او به شدت آسیب دیده بود و دود غلیظ تنفسش را دشوار کرده بود. گودرزی با تمام توانش تلاش کرد تا به نزدیکترین پنجره برسد. در این میان، صدای بیسیم و فریادهای همکارانش از بیرون او را به ادامه تلاش امیدوار میکرد.
لحظهی نجات
در حالی که گودرزی در حال از دست دادن هوشیاری بود، یک نردبان هیدرولیک از ایستگاه آتشنشانی مینیسیتی توانست به طبقهای که او در آن گرفتار شده بود، برسد. چند ثانیه بعد، کل ساختمان فرو ریخت. گودرزی تنها بازماندهی آن طبقه بود که به لطف سرعت عمل همکارانش نجات یافت.
“وقتی بالا کشیده شدم و ساختمان پشت سرم فروریخت، تنها چیزی که به ذهنم رسید، صدای همکارانی بود که دیگر با ما نبودند.”
پیام حادثه
حادثه پلاسکو نشان داد که آتشنشانان چگونه جان خود را برای نجات دیگران به خطر میاندازند. این حادثه اهمیت استانداردسازی ساختمانها، آموزش ایمنی، و نظارت دقیق بر زیرساختهای شهری را بیش از پیش نمایان کرد.
گودرزی در پایان این حادثه به بستری شدن طولانیمدت در بیمارستان نیاز داشت، اما او همچنان به کار خود بازگشت و به آموزش نسلهای بعدی آتشنشانان پرداخت. او میگوید: “این شغل یک وظیفه نیست، یک عهد است. ما قسم خوردهایم که حتی در سختترین شرایط، برای نجات دیگران تلاش کنیم.”
